قواعد و اصول درمان راه حل محور چیست؟(بخش 3)
گامهای کوچک می توانند، باعث تغییرات بزرگ شوند
درک و فهم اینکه قدمهای کوچک، موجب تغییرات بزرگ میشوند، یکی از مهمترین اصول درمان راه حل محور میباشد. درمان راه حل محور، یک رویکرد مینیمالیست و سیستماتیک است؛ وظیفهی درمانگر درک و فهم این مطلب است که تمام آنچه مورد نیاز است، انجام دادن حتی یک کار کوچک متفاوت، برای حل مشکل مراجع است. اعتقاد بر این است که آن کار و رفتار متفاوت، موجب تغییرات دیگری میشود و پیش میرود تا زمانی که دیگر مشکل وجود نداشته باشد.
یکی از دوستان فعال اجتماعی که در یک مجموعه کار میکرد، داستانی را تعریف کرد که بیانگر همین موضوع بود. او، با زنی که در میانسالی خود بهسر میبرد، ملاقاتی داشت. آن زن، تمایل داشت بیشتر به خود توجه کند و توضیح داد که او در درجهی اول، مراقب پدر خود که با مراحل اولیهی بیماری آلزایمر دست و پنجه نرم میکند، میباشد و همچنین از طرفی، نگهداری ومراقبت از فرزندان خود را نیز به عهده دارد. تمام وقت خود را به مراقبت از پدر و فرزندان خود صرف کرده و فراموش کرده است که مراقب خود نیز باشد. به علت بیماری پدرش، اغلب به طور جسمی و کلامی پرخاشگر بوده که خود این موضوع، مشکلی بر مشکلات او اضافه میکند.
در طی جلسهی اول، این زن بیان کرد که میخواهد بیشتر به خود توجه داشته باشد. او رویای برگشتن به دانشگاه و تکمیل تحصیلات خود و همچنین، گذراندن زمان بیشتری با خویشاوندان و فعالیت اجتماعی بیشتری در سر داشت. با توجه به بسیاری از رویکردهای درمانی سنتی، این موضوع نیازمند تلاش و فعالیت زیادی از درمانگر و همچنین بیمار بود. این دوست فعال اجتماعی ما_درمانگر_، به خاطر داشت که هنگام استفاده از رویکرد راه حل محور، تمام آنچه که مورد نیاز است، این است که مراجع حتی یک کار کوچک را به طور متفاوتی انجام داده و او باید مراجع را به انجام این کار تشویق کند. پس از انجام ملاقات، در جلسه بعدی، او با یک ایدهی بزرگ مراجعه کرد؛ او تصمیم داشت به جای اینکه شام را به طور همیشگی و معمول برای خانوادهاش مهیا کند، برای آن هفته هرکدام از اعضای خانواده، شام خودشان را آماده کنند.
هنگامی که این زن پس از یک هفته مراجعه کرد، گفت که اکنون، تمامی اعضای خانواده با هم غذا میخورند که این موجب باقی ماندن زمان بیشتری برای او می شود. در پایان دورهی درمان (پس از پنج جلسه)، او دوباره به دانشگاه رفت و به صرف وقت با دوستانش پرداخت. اکنون، هیچ یک از این تغییرات، موضوع قابل توجهی برای او نیستند. الان، او بیان میکند که علائم آلزایمر در پدرش، شروع به تغییر کرده اند. پدرش کمتر پرخاشگر بوده و این باعث میشود، بتواند پدرش را هنگام رفتن به کلاس یا گذراندن وقت با دوستانش، با یک پرستار تنها بگذارد. این داستان، نشانگر پیامدهای چندگانه درمان راه حل محور است. هنگامی که مراجعه کننده کار متفاوتی انجام میدهد _که در این مورد؛ اجازه دادن به اعضای خانواده برای خوردن غذا به تنهایی بود_ میتواند استقلال فردی خود را به دست آورد و بر استقلال خانواده اش نیز، تاثیر بگذارد. این پیامدهای چندگانه، اثرگذاری بر پدر مراجع را نیز در بر میگیرد؛ هنگامی که توانست از دخترش اعتماد دریافت کند، پس از آن، توانست کنترل بیشتری بر علائم بیماری که آزارش میداد را به دست آورد. راه حل الزاما مرتبط با مشکل نیست.
از آنجایی که محدودیت زمانی، برای بررسی و آزمودن شرایط برای فردی که از درمانگر راه حل محور مشاوره میگیرد وجود ندارد، اغلب مواقع راه حل، مرتبط با نوع مشکل نیست. در عوض، راه حل با خواستههای آیندهی فرد، مرتبط است. در این روش، درمانگر راه حل محور، در پس زمینهی زندگی واقعی فرد بیمار ورود کرده و با دقت آن را بررسی میکند و به دنبال تمایلات و خواستههای بعدی او میگردد.
استیو و جین، زوجی بودند که در اوایل 30 سالگی خود قرار داشتند و به این دلیل که ازدواج آنها دچار مشکل و کشمکش شده بود، در صدد درمان بر آمده بودند. بعد از سالها سختی و مشکلات، «جین» رابطهای عاشقانه با مردی که از طریق اینترنت آشنا شده بود برقرار کرده بود و اکنون در مورد آنچه که او برای آینده میخواست، گیج و سر در گم شده بود. او نسبت به این مرد احساساتی پیدا کرده بود، اما مطمئن نبود که میخواهد رابطهی مشترکش را تمام کند یا نه. تقریبا هر رویکرد درمانی دیگری، مشکلات را مورد بررسی قرار میدهد:
– چه چیزی باعث شده است که جین به دنبال فرد دیگری باشد؟
– او به دنبال چه چیزی است؟
– چه عوامل خطرناکی در ازدواج او وجود داشت که باعث این مشکل شده است؟
این سوالات و سایر موارد مشابه، سوالات رایج مسئله محور هستند. متناسب با تحقیقات، همچنین ممکن است درمانگری انتخاب شود تا به زوجها آموزش دهد که یک ازدواج درست و سالم چگونه است. همهی اینها از نظر درمانی، رویکردهای مناسبی هستند و میتوانند باعث به وجود آمدن راه حل شوند که کاملا به مشکل و مسئله مرتبط است. با این حال، درمان راه حل محور از رویکرد متفاوتی استفاده کرده و انواع متفاوتی از راه حلها را ارائه میدهد. به جای پرسیدن سوالات مسئله محور که نمونه هایش در بالا ذکر شد و یا آموزش به زوجها برای داشتن یک رابطهی زناشویی سالم و درست؛ از زوجها خواسته میشود تا توصیف کنند که رابطهی مشترک آنها زمانی که بدون مشکلات است، چگونه و شبیه به چه رابطهای است. پاسخ این زوج در مورد این سوال، بسیار مختصر و جالب توجه بود. جین لبخند زد و تبدیل به یک سازمان دهنده شد و احساسی که اتصال دهندهی اشتراک آنها بود _احساسی که به هیچ وجه با این مشکلات به وجود آمده ، ربط نداشت_ را توصیف کرد. او بیان کرد که واقعا از داشتن تختخوابی مهیا و رویایی، هنگامی که در آن دراز کشیده است، لذت می برد. احساس مطلوب نرمی ملافهها که به آرامی بر روی او می افتند، چیزی است که او دوست دارد ،رخ بدهد. به مدت یک سال، سایر جزئیات نیز مورد بحث قرار گرفتند؛ «عشق و شور حضور داشته باشد، اعتماد باید دوباره باز گردد و در کارهای عادی و روزمره همکاری شود». پس از پایان یک ساعت، هنگامی که از آنها پرسیده شد چه چیزی تغییر کرده است، این زوج ابتدا تمایل داشتند تخت خوابی که جین گفته بود را مهیا کنند. استیو موافقت کرد که این کار را به مدت یک هفته انجام دهد و سپس جلسه پایان یافت.
در جلسه دوم و نهایی، آنها اظهار داشتند که رابطهی زناشویی آنها کاملا تغییر کرده و همین موضوع موجب شده است، بسیاری از مطالبی که در جلسهی اول مورد بحث قرار گرفته بود، تغییر پیدا کند. آن تغییر کوچک موجب شده بود که هرکدام از طرفین احساس کنند که برای دیگری مهم هستند و این امکان را برای آنها فراهم کرده بود که نیازهای طرف مقابل بسیار جدیتر در نظر گرفته شود. هم اکنون دو سال بعد از آخرین جلسهی درمانی آنها، اظهار دارند که هنوز هم رابطهی آنها خوب و پر از خوشحالی است و هنوز هم استیو آن تخت خواب مورد علاقهی جین را برای او مهیا میکند.
ادامه دارد…
درباره دکتر میرسعید جعفری
میرسعید جعفری هستم. از نوجوانی عاشق رشته مشاوره بودم و تا کنکور کارشناسی همه دغدغه من قبولی در یکی از دانشگاههای خوب تهران بود. تا این که به لطف خدای مهربان در دانشگاه شهید بهشتی قبول شدم و این شروعی شد برای مسیر پرفراز و نشیب یادگیری، آموزش و درمانگری. امروز بعد از 17 سال تجربه حرفهای، افتخار می کنم که به عنوان مدرس کشوری و نماینده رسمی دکتر بن فورمن از موسسه درمانهای کوتاه هلسینکی، فعالیتهای مشاورهای رو انجام میدم. خوشحالم که به عنوان مدیر مرکز درمان فشرده راه حل محور در خدمت شما مردم عزیز و نازنین کشورم هستم.
نوشتههای بیشتر از دکتر میرسعید جعفری1 دیدگاه
به گفتگوی ما بپیوندید و دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید.
دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ
برای نوشتن دیدگاه باید وارد بشوید.
در مثال اول اگر زن و شوهر متقاعد نشدند و باز هم متقاضی فرزند آوری از بهزیستی بودند چی؟ همیشه مثال هایی زده میشه که همون اول گفتگو موافقت مراجع یا مراجعین به دست میاد. اگه هنری هست لطفا یم مراجع سرسخت رو مثال بزنید و دیالوگ ها رو با رویکرد پیش ببرید.