دکتر میرسعید جعفری

وبینار درمان فشرده راه حل محور

با حضور دکتر میرسعید جعفری

اشتراک گذاری

اطلاعات وبینار درمان فشرده راه حل محور

مبتنی بر رویکرد راه حل محور

وبینار درمان فشرده راه حل محور

مشاهده آفلاین ویدیوها ...

جلسه اول- آشنایی با درمان فشرده راه حل محور

ماهیت درمان راه حل محور: اضافه کردن و بدست آوردن است
ابزار مربی یا درمانگر: ساخت آینده ترجیحی مخاطب است

این درمان دنبال حل کردن و تعمیر نمی باشد. حل مسئله انجام نمی شود. همچنین آسیب شناسی و تشخیص نداریم.

درمان فشرده راه حل محور بر مصاحبه های پویا، ساختارمند و کارشناس استوار است.

درمان فشرده راه حل محور درمانی است که در آن مردم به جای از کجا روی «به کجا» متمرکز میشوند.

در این نظام درمانی ما به پیشینه مراجع و تعارض و مشکلات آنها تمرکز نمی‌کنیم چون اینها در ساخت آینده ترجیحی او کاربردی ندارند.

برای ما مهم است که اگر مراجع لازم دانست به بخشی از این اطلاعات توجه کنیم اما گوش دادن ما سازنده است نه انعکاسی و به دو دلیل:

۱. مردم ادراک کنند حرف ما ارزشمند است و خریدار دارد.
۲. آشنایی با طرز فکر مردم درباره چیزهایی که می گویند.

نکته مهم: بنابراین در اینجا خود تعارض مهم نیست بلکه موضعی که افراد درباره مسائل خود دارند مهم است.

ساختار کار درمان راه حل محور:
۱. در این الگوی درمانی کار ما با اولین نشانه مرتبط با بهترین امید که مخاطب در اختیار ما قرار می دهد آغاز می شود.
۲. سپس خروجی های مطلوب بهترین امیدها به تفصیل بررسی می گردد.
۳. گام سوم شناخت نسبی آینده ترجیحی فرد است که همان اثر تجمیعی و سیستمی خروجی های برآمده از بهترین امیدهاست؛ اینکه فرد تمایل دارد چگونه آینده ای را طی همکاری درمانی تجربه کند.
۴. در گام چهارم به منبع شناسی یا همان بررسی مسیرهای طی شده قبلی می پردازیم که فرد قبل ملاقات با ما چه بخش هایی از آینده ترجیحی را تجربه کرده است و چگونه این تجربه را رقم زده است.
۵. در آخرین گام به بازخورد دادن و بستن جلسه اقدام میکنیم و لازم است دو ویژگی مثبت بودن و واقعی بودن را در بازخورد رعایت کنیم و لزوم جلسه بعدی را از مخاطب می پرسیم و در صورت موافقت او، با هر فاصله ای که بیان کرد جلسه را تنظیم می کنیم.
نکته آخر: فرض زیربنایی درمان فشرده راه حل محور: انسان ها علی رغم همه مشکلات و آسیب ها و شرایط سختی که تجربه می کنند به امیدهایی برای زیستن مجهزند و با پرسشگری به آنها کمک شود تا آنرا بیان کنند.

درمان فشرده راه حل محور؛ درمان ساختن، بدست آوردن و اضافه کردن است.
درمان به لحاظ زمانی به گذشته و حال و آینده توجه دارد اما متمرکز بر آینده است.
به جای مصاحبه تشخیصی به مصاحبه منبع شناسی می پردازد. پس شناخت نشانه جایگاهی نداره بلکه فهم بهترین امید و برون داد آن اهمیت دارد.

آشنایی با درمان فشرده راه حل محور

جلسه دوم- ساختار درمان فشرده راه حل محور

  1. اولین گام در ساختار درمان فشرده‌ی راه‌ حل‌ محور، فهم بالاترین امیدهای مراجع است.
  2. گام دوم بررسی تفاوت ها است. بیشترین زمان در فرایند جلسه درمان، به بررسی تفاوت ها با سؤالات متنوع پرداخته می‌شود تا با ارائه جزئیات زیاد توسط مراجع، در گام سوم  به نتایج مطلوب‌تری برسیم.

  3. گام سوم: آینده‌ی ترجیحی است. وقتی ابتدای گام دوم، مراجع با استفاده از تجسم و خلاقیت، با تخیل خود وارد دنیای ممکن ها می‌شود و جزئیات زیاد از تفاوت‌ها، تأثیر ها و نتایج را در ذهنش به تصویر می‌کشد، در حقیقت همان آینده‌ی ترجیحی است که در جلو دیدگانش، به صورت روشن و واضح پدیدار می‌شود.
  4. گام چهارم: منبع شناسی؛ فهم ظرفیت‌ها و پتانسیل‌هایی است که مراجع به همراه خودش به جلسه درمان می‌آورد؛ بر آنها تمرکز می‌کند و ما مسیر طی شده‌ی قبلی را پیگیری می‌کنیم.
  5. گام پنجم: بازخورد دادن و تعیین زمان جلسه‌ی بعدی است. در بازخورد دادن، ما به داده‌های عینی و شنیده ها از مخاطب توجه داریم؛ گاهی در کلام مراجع موردی است که بیان نشده است اما ما حدس می‌زنیم که سرجایش باشد را هم می‌توانیم بازخورد بدهیم.

از منبع شناسی می‌شود به عنوان «منشا تولید راه حل» نیز یاد کرد. منبع شناسی به این علت در گام چهارم قرار گرفته است که ما در این مرحله به جمع بندی منبع شناسی می‌پردازیم و در نهایت در گام پنجم بازخورد میدهیم؛ اما در حقیقت از همان ابتدا با استفاده از منابع درونی و بیرونی مراجع، جلسه را پیش می‌بریم.

سئوالاتی که در منبع‌شناسی می‌پرسیم از جمله:

سئوالات تغییر پیش از جلسه
سئوال استثنا
سئوال قدرت
سئوال هویتی
سئوال نگرشی

در این وبینار به سه اصل خردمندی، شجاعت و انسانیت خواهیم پرداخت.

1. خردمندی به معنای توانمندی شناختی است که به ما در کسب دانش و کاربست آن کمک می کند؛ ابن طبقه شامل ۶ زیر طبقه با عناوین ذیل است: خلاقیت، کنجکاوی، آزاد اندیشی، عشق به یادگیری و داشتن چشم انداز در زندگی.

2. شجاعت به مفهوم توانمندی هیجانی است که سبب می شود فرد با وجود محدودیت ها و موانع با اراده‌ی خودش، تا زمان نتیجه گرفتن، روی مسیر متمرکز بماند. زیرطبقه ها: دلیری، استقامت، انسجام و سرزندگی

3. انسانیت که پیترسن و سلیگمن آن را توانمندی میان فردی (اجتماعی) تعریف کرده اند روی توجه، دوستی و مراقبت از انسان ها متمرکز است. این طبقه اصلی هم شامل ۳مولفه با این عناوین است: عشق، مهربانی و هوش اجتماعی

در مورد تعیین جلسه‌ی بعدی، مراجع به عنوان کارشناس شماره یک با توجه به شرایط خودش تعیین کننده‌ خواهد بود نه درمانگر.
مبنای تعداد جلسات در درمان فشرده‌ی راه حل محور بر این است؛ نه یک جلسه بیشتر و نه یک جلسه کمتر.

درمان فشرده راه حل محور؛ درمان ساختن، بدست آوردن و اضافه کردن است.
درمان به لحاظ زمانی به گذشته و حال و آینده توجه دارد اما متمرکز بر آینده است.
به جای مصاحبه تشخیصی به مصاحبه منبع شناسی می پردازد. پس شناخت نشانه جایگاهی نداره بلکه فهم بهترین امید و برون داد آن اهمیت دارد.

درمانگر و مربی راه حل محور از دریچه‌ی «امید»، به فهم بالاترین امیدهای مراجع می‌رسد. «امید»ی که به عنوان اولین منبع از منابع تغییر، پتانسیل‌ های زیادی برای کار با مردم ایجاد می‌ کند.

ساختار درمان فشرده راه حل محور

جلسه سوم- منبع شناسی 2 و‌ ساختار جلسه دوم به بعد

درمان فشرده‌ی راه‌ حل محور به دنبال غایت‌ شناسی و مقصد شناسی است و قرار است به مراجع کمک کند چیزهایی به خودش اضافه کند و این اضافه کردن، نیاز به ابزار دارد و لازم است افراد ابزار لازم برای ساختن و بناکردن را تشخیص دهند. انسان سرشار از منابع تغییر است و دارای ابزارهای بهتر شدن است.

پیترسن و سلیگمن با نوشتن کتاب «طبقه‌ بندی منش و فضیلت های انسانی» با دقت و تفصیل به این موضوع پرداختند که انسان‌ها سرشار از ذخایر و منابع بهتر شدن هستند و در حقیقت با این کتاب عظمت انسان شناخته شد.

در ادامه‌ مبحث طبقه‌ بندی های ۶ گانه به سه طبقه‌ باقی‌ مانده با عناوین عدالت، اعتدال و تعالی می‌پردازیم.

4. عدالت؛ یک توانمندی مدنی و شهروندی است که شالوده‌ ی یک زندگی سالم اجتماعی را می‌ سازد. زیرشاخه‌ ها عدالت؛ شهروندی، انصاف و رهبری است.

5. اعتدال؛ توانمندی منشی که جنبه‌ شناختی دارد و از افراط و تفریط جلوگیری می‌ کند. زیرشاخه‌ ها عبارتند از بخشش و رحمت، فروتنی، خودنظم بخشی و آینده‌ نگری

6. تعالی؛ یک توانمندی منش فراشناختی، اشاره به ارتباط با خالقمان دارد و به قول سلیگمن و پیترسن، یک ارتباط معنایی که زندگی و دنیا را خالی از معنا در نظر نگیریم. زیرشاخه‌ های تعالی شامل درک و ستایش زیبایی، شکر، امید، شوخ طبعی، دینداری و معنویت است.

نکته: این فضیلت‌ ها در انسان‌ ها کامل نیست، این ها طیف هستند، همچنان که نشانه‌ ها طیف هستند.

1. اولین گام این است که از جلسه‌ دوم یا n ام هر جلسه، فالوآپ جلسه‌ قبل به حساب می آید.

سئوالی که پرسیده می‌ شود: مشتاقم به من بفرمایید از جلسه قبل تا الان اوضاع و احوالتون کجا ها بهتر شده؟

نکته: سئوالات به صورت یک سویه پرسیده می‌ شود.

2. در گام دوم اِسناد را درونی و سیستمی می‌ کنیم؛ چون تغییر تصادفی نیست وظیفه‌ حرفه‌ ای و اخلاقی درمانگر و مربی راه حل محور است تا کمک کند افراد متوجه این موضوع بشوند که خودشان عامل این تغییر بودند و در ادامه با پرداختن به جزییات فرایند تغییر متوجه می‌ شوند که چطور آرام آرام تغییر را رقم زده‌ اند.

3. در گام سوم؛ هدف از سئوال مقیاسی به عنوان سئوال پایه این است که به فهم و درک مشترک برسیم که اگر بخواهیم دنیای کیفی مراجع را تبدیل به دنیای کمی و اندازه پذیر کنیم، او روی چه عددی قرار دارد؟

در واقع سئوال مقیاسی، پویاترین سئوال در کار با مراجع به حساب می آید.

4. در گام چهارم نشانه‌ های پیشرفت بررسی می‌ شود. نمره‌‌ اطمینان یا در حقیقت سئوال اطمینان که به گفته دکتر جعفری می‌ شود از آن به عنوان سئوال مقدس یاد کرد که تاکید شده شایسته است در پایان هر جلسه پرسیده شود چون به خود مختاری زودهنگام مراجع می‌ انجامد.

نمونه:«جدا‌ از اینکه گفتی دوست داری سه هفته‌ دیگه، جلسه‌ بعدیت باشه، منصفانه از روی چه نشونه‌ هایی متوجه میشی که میتونی با تسلط بیشتر و قدرت بیشتر، به تنهایی ادامه بدی و لزومی نداشته باشه حتما بیای و باهام جلسه داشته باشی؟»

اگر به هر دلیلی مراجع نتواند به جلسات بعدی برسد، این سئوال یک یادگاری خوب محسوب می شود که نشانه‌ ها را در زندگی خودش پیدا کند.

5. گام پنچم بازخورد دادن و تعیین قرار ملاقات بعدی است. بازخورد دادن مرحله‌ی بسیار مهمی هست و در حقیقت وظیفه‌ اخلاقی، حرفه‌ای و شرعی درمانگر و مربی راه حل محور است که باید به شکل شایسته ای انجام شود چون اثرگذاری بسیار زیاد روی مراجع، اعتماد به خود و خود ارزشمندی او دارد و اگر انجام نشود کم فروشی صورت گرفته و حق الناس به حساب می آید.‌

در نهایت ما با نظام درمانی مواجهه هستیم که در آن مراجع به شدت جدی گرفته می‌ شود و هدف آن ساختن مشترک آینده‌ ترجیحی مراجعانی هست که در سخت ترین شرایط قرار دارند؛ جایی که ناامیدی جلوی ظرفیت‌ های آن ها را گرفته به ما مراجعه می‌ کنند.

منبع شناسی و‌ ساختار جلسه دوم به بعد

جلسه چهارم- سازنده گرایی اجتماعی و کاربرد آن در درمان فشرده راه حل محور

در این وبینار با دیدی متفاوت به جریان روانشناسی و مشاوره نگاه می کنیم و به سازنده گرایی اجتماعی می پردازیم. سازه ها و مفاهیم اصلی این دیدگاه در حوزه های مختلف فلسفه علم، علوم اجتماعی، علوم تربیتی، بحث آموزش، روانشناسی و مشاوره کاربرد دارد.

بنابراین با توجه به گستردگی سازنده گرایی اجتماعی و کاربرد آن در حوزه های مختلف، سعی کردیم به چهار مفهوم واقعیت، دانش، زبان و خود بپردازیم تا پیوند این رویکرد فلسفی و بحث روانشناسی را نشان دهیم.

نقطه تمایز فلسفه ها در پاسخ به این سوال اتفاق میفتد. درواقع پاسخ به این سوال تاثیر جدی بر مباحثی که مطرح خواهند کرد می گذارد.

واقعیت کشف شده: تصور این دیدگاه این است که ذهن انسان مثل آیینه است و تصویر هر چیزی که خارج از ذهن انسان است، روی این آیینه میفتد. اگر آیینه تخت صیقلی و بدون خط و خش باشد واقعیت را به همان شکل که خارج از ذهن ماست عرضه می‌ کند.

پاسخ دیگر به این سوال این هست که واقعیت برساخته می شود.
واقعیت برساخته: واقعیتی است همانند پازل که قطعات آن را کنار هم قرار می‌ دهیم تا یک تصویر ایجاد شود. این قطعات توسط ما کنار هم قرار داده می‌ شود. پس مانند آیینه عمل نمی‌ کند. همچون پازل در ذهن ما شکل می‌ گیرد.

  • تفکر فلسفی واقعیت در سازنده گرایی مثل واقعیت برساخته می‌ باشد.
  • یادگیری یک فرایند فعال است نه منفعل؛ دانش فعالانه ساخته می‌ شود.
  • انعکاس معنا از طریق فکر بر روی تجربیات استخراج می‌ شود و بازتاب واقعیت بیرون در ذهن ما.
  • مفهوم سازی ذهن ما برای درک جهان، مدل‌ ها و طرحواره‌ ها می‌ سازد.
  • ساخت معنا ذاتی نیست، بلکه توسط ما به جهان داده می‌ شود.
  • سازنده گرایی رادیکال گلاسر زفلد
  • سازنده گرایی شناختی پیاژه
  • سازنده گرایی اجتماعی ویگوتسکی

در این وبینار به توضیحات هرکدام از این موارد پرداخته شده است.

  • برونی‌سازی: انسان‌ ها جهان اجتماعی را خلق می‌ کنند.
  • عینیت بخشی: ساخته‌ ها به صورت واقعیت‌ های عینی در می‌ آیند.
  • درونی سازی: نسل ‌های بعد این واقعیت‌ ها را به عنوان امری بدیهی می‌ پذیرند.

درمان راه حل محور بر آنچه که قرار است مراجع از جلسه به دست بیاورد و با خود ببرد کار می‌ کند. در سازنده نگری که فلسفه زیربنایی رویکردهای پست مدرنی است، بر اینکه چه چیزی درست است تمرکز نمی کنیم. بلکه بر این تمرکز می کنیم که چه کار می کنیم.
یک درمانگر راه حل محور در ابتدا باید یک ذهن سازنده نگر داشته باشد. یعنی در بازی زبانی راه حل محورها برخی از مفاهیمی که در فلسفه و در علم معنادار است، معنایی ندارد. درمانگر راه حل محور باید تلاش کند تا ذهن مراجع را سازنده نگر کند و از رئالیسم خام خارج کند.

سازه نگری اجتماعی و کاربرد آن در درمان فشرده راه حل محور

جلسه پنجم- فلسفه ویتگنشتاین

ویتگنشتاین بزرگترین فیلسوف معاصر است. در سال ۱۸۸۹ در وین به دنیا آمد. او در طی زندگی دو جنگ جهانی را تجربه کرد. ویتگنشتاین و هیتلر هردو در یک دانشگاه درس خواندند. هر دو به زبان اهمیت ویژه ای می دادند اما بعدها راه های متفاوتی طی کردند.

ویتگنشتاین ابتدا در حوزه مهندسی هوانوردی تحصیل کرد. در طی تحصیل، متوجه علاقه خود به ریاضیات محض می شود. به توصیه فرگه، درس ریاضیات را با راسل ادامه می دهد. راسل به ویتگنشتاین خیلی امیدوار بود.

او بعد از مدتی عمیقا به فلسفه روی آورد. با شروع جنگ، اعزام شده و اسیر می شود. او در دوران اسارت، اولیت پیش نویس اولین کتابش که بسیار تاثیرگذار بود را می نویسد. 

مهم ترین سوال و دغدغه او رابطه بین جهان، اندیشه و زبان بود.

رئالیسم: هر آنچه که ما آن را جهان تلقی می‌ کنیم، مستقل از ذهن ما وجود دارد و با توانایی اندیشه و شناختمان تلاش می‌ کنیم تا به شناخت جهانی که مستقل از ذهن ما است نائل شویم.

ایدئالیسم: نمی‌ توانیم مرزی بین جهان خارج ذهنمان و آنچه که جهان در قالب ذهن و اندیشه ما نقش می‌ بندد تمایز قائل شویم. نمی‌ توانیم بگوییم آنچه که خارج از ذهن ما است دقیقاً عین همان چیزی است که در ذهن ما است.
پس وقتی در مورد جهان صحبت می‌ کنیم در مورد مجموعه‌ ای از تصوراتمان صحبت می‌ کنیم نه در مورد واقعیت نهایی جهان.

تجربه‌گرایی: شیوه شناخت صحیح جهان تجربه است.
عقلگرا: بنیاد شناخت با عقل است. البته که تجربه را هم قبول دارند ولی عقل را مقدم بر تجربه می‌ دانند.
نگاه ویتگنشتاین:

  • اندیشه جایگاه رفیعی دارد و تجربه‌ ها بر پایه اندیشه ما صورت می‌ پذیرد. در ادامه می‌ گوید اندیشه هم از پس زمان برآمده و ما هر آنچه که به زبان می‌ آوریم در تفکرمان هم به آن شکل می‌ دهیم.
  • تفکر بدون زبان اساساً امکان‌ پذیر نیست. در حین بررسی محتوای اندیشه به این می‌ رسیم که در حال بررسی زبان نیز هستیم
    ما اگر بتوانیم طریقه درست استفاده کردن از زبان را بدانیم در رابطه با اندیشه جهان بسیاری از سوالات فلسفی حل می‌ شود.

این رساله دارای ۷ گزاره است ما فقط به چند نکته از این گزاره‌ ها اشاره خواهیم کرد.

  • وینگتشتاین به امور واقع اشاره می کند و معنای آن را مفصل مطرح می کند.
  • مرزهای زبان من دلالت بر مرزهای جهان من دارد. یعنی مرزهای شناخت ما به اندازه مرزهای زبان ما ساده است. وینگتشتاین می‌گوید زبان است که حدود جهان را تعیین می‌ کند.
  • این زبان است که خود محفل تفکر است و هر اندیشه‌ ای و هر شناخت و تصوری با کلمات و جملات صورت می‌ پذیرد. در واقع زبان تمام درک ما را از جهان و هر آنچه از جهان می‌ دانیم را تعیین می‌ کند. 
  • زبان همچون نیروی قوی است که تمامی واقعیت زندگی ما را باز می‌ تاباند و تحت تاثیر قرار می‌ دهد. بنابراین اندیشه و شناخت ما از جهان فراتر از مرزهای ما نیست.
  • سخن گفتن به زبانی قسمتی از یک فعالیت یا یک شکل زندگی است.

بخش دوم رساله منطقی فلسفی می گوید: جهان مجموعه‌ ای از همه چیزهایی است که واقع است. منظور از واقع مجموعه‌ ای از همه امور واقع است نه مجموعه ای از اشیا. ما تعدادی اشیا و چیزهایی داریم که در واقعیت قرار نگرفته‌ اند و تصوری از آن ها نداریم و این‌ ها را از جهانی که تصور و شناختی از آن می توانیم داشته باشیم جدا می‌ کنیم و با زبان آن ها را بیان کنیم.

معنادار: تصویر درست از امور واقع را ارائه می‌ دهد.
بی معنا: نمی‌ توانند امور واقعی را تصویر کنند.
مهمل: اصلاً در مورد امور واقع نیستند و در واقع حاصل کژتابی و کاربرد نادرست زبان هستند. مثل گزاره‌ های دینی و اخلاقی و… که امکان بررسی درست آن ها به روش تجربی نیست.

  • ویتگنشتاین می گوید درباره هر آنچه که نمی‌ توانیم سخن بگوییم باید سکوت کنیم. هر آنچه که خارج از تصورات ماست مثل خدا.

زبان: امور واقع و واقعیت‌ های جهان برای اندیشه ما در قالب واژه‌ ها و جمله‌ ها تصویری ایجاد می‌ کند.
معنا: اگر گزاره‌ ها درباره امور واقع خبر درستی برایمان بیان کند معنادار هستند.

  • چیزهایی هستند که به سخن نمی‌ آیند. امری که خود را می‌ نمایاند و این امر عرفانی است.
  • به عنوان منطق دان سختگیر، سخن گفتن درباره اموری از جهان که امکان بررسی پیشین ندارد را منتفی می‌ کرد و گزاره‌ های آن را مهمل می‌ دانست. ولی به عنوان یک انسان متدین با تمام وجود درگیر ما بعد الطبیعی از معنای زندگی و امر عرفانی بود.
  • ویتگنشتاین میانه تفکر دوره اول و دوم است. تصور می‌ کند که تکلیف تمام پرسش‌ های فلسفی و دینی و اخلاقی و همه امور این گونه را روشن کرده است. از طرفی، نتیجه‌ای که در رساله به دست آمده است راضی نیست و نمی‌ تواند پرسش‌ های فلسفی درباره معنای زندگی و آنچه مربوط به عرفان است را نادیده بگیرد. ولی درباره آن ها چیزی بیان نمی‌ کند و می‌ گوید باید درباره آن ها سکوت کرد. چون فاقد ظرفیت لازم برای پرداختن به آن هاست و چون خداوند در مرزهای جهان نمی‌ گنجد یعنی در مرزهای اندیشه ما، بهتر است در موردشان سکوت کنیم.
  •  زبان دیگر مهملی نیست که بتوان با آن جهان را به لحاظ منطقی معنادار و به لحاظ علمی دقیق توصیف کرد.
  • زبان در کاربرد روزمره نوعی بازی بین گویندگان و کاربران آن زبان است.
  • جهان از شمار زیادی “بازی‌ زبانی” تشکیل داده است. که به همان اندازه گزاره‌ های علمی واقعی‌اند.
  • توصیف کردن یک شی، گزارش دادن یک رویداد، دستور دادن و طبق دستورها عمل کردن، مطرح کردن فرضیه‌ و آزمودن آن، داستانی را خلق کردن، نمایش بازی کردن، لطیفه گفتن، خواهش کردن، تشکر کردن، لعنت کردن، سلام کردن، نیایش کردن.
  • بنابراین ویتگنشتاین متوجه فرم‌ های مختلف به کارگیری زبان شد که تنوع آن ها را در قالب بازی توصیف نمود.
  • محدودیت دیگری که در رساله وجود داشت واژگانی است که دارای چند معنا هستند و برای تعریف دقیق امور واقع از آن ها استفاده می‌ کنند. این‌ ها باعث شد تا ویتگنشتاین نظریه بازنمایی را رها کند. معنای یک واژه، کاربرد آن در زبان است.
  • بازی‌ های زبانی صورت‌ های زبانی هستند که کودک با آن ها آغاز می‌ کند تا واژه‌ ها را به کار گیرد. کل زبان و تمامی فعالیت‌ هایی که با زبان در هم تنیده است را بازی زبانی خواهیم نامید.
  • تو آنچه سخن می‌ گویی هستی، کلمات فرم‌ های زندگی هستند.
  • به زبانی سخن گفتن بخشی از یک فعالیت یا بخشی از یک فرم زندگی است.
  • وقتی بازی‌ های زبانی تغییر می‌ کند مفاهیم نیز تغییر می‌ کند و همراه با مفاهیم معانی هم تغییر می‌ کند.
  • در راه حل محوری هم زبان را در مراجع تغییر می‌ دهیم که تفکر از مسئله به راه حل تبدیل می‌ شود.
  • بازی زبانی یعنی همان دستور و قواعد زبانی است. منظور از به کار بردن واژه “بازی” صحبت کردن از یک پروتکل و مفهوم قاعده مند و جدی است.
جلسه پنجم فلسفه ویتگنشتاین

جلسه ششم- مقایسه سه درمان راه حل محور

این وبینار شامل سه بخش است:

  • بخش نظری: بررسی مقایسه ای سه مدل رایج درمان راه حل محور
  • کار با مراجع: مراجعی که جلسه اولشون است
  • دکتر گوهری پور: ادامه گفت و گو در مورد تحلیل زبان گفت و گوی راه حل محور

این سه سوال راه حل محورند و ضرورت دارد که یک مربی و درمانگر راه حل محور از خود بپرسد:

  • از کار با مراجع دنبال چه چیزی هستم؟
  • چرا این سوال را از مراجع پرسیدم؟
  • از کجا متوجه می شوم کارم مفید بوده است؟

هر مدل راه حل محوری که کار می کنید، باید از قبل به این سه استراتژی اصلی باور داشته باشید و همه مدل های مختلف در این سه مشترک اند.

  • در نظر داشتن فرض های مثبت
  • پرسشگری از موضع ناآگاهی
  • صحبت به زبان ویژه مراجع

مدل کلاسیک: سال ۱۹۸۲ به طور رسمی استیو دی شیزر و کیم برگ خانواده درمانی کوتاه مدت را در میلواکی بنیان نهادند.

  • زبان آن ها تغییر سودمندی جلسه است. از مراجع می پرسند: بعد از جلسه چه تغییری را تجربه کنی، می گویی این جلسه برای من مفید بود؟
  • مدل کار آن ها در ساختار بازده مطلوب، گفتگو درباره منابع و آینده ترجیحی افراد و پایان جلسه است. که در راستای بازده مطلوب افراد انجام می شود.

مدل خطی بریف لندن: کریس آیوسن، ایوان جورج، هاروی راتنر بنیانگذاران این مدل هستند.

  • ساختار این مدل در ابتدا فهم بالاترین امیدها، سپس بررسی تفاوت هاست. که مهم ترین گام در این مدل از لحاظ جزئیات گرفتن در راستای آینده ترجیحی مراجع می باشد.
  • قدم بعدی درک آینده ترجیحی و سپس منبع شناسی، در آخر هم بازخورد و تعیین ملاقات بعدی می باشد.

مدل الماس: بنیانگذاران آن الیت کانی و ادم فروئر هستند.

  • چارچوب این مدل ابتدا بررسی آینده ترجیحی سپس تاریخچه بازده، منابع بازده، آینده بازده افراد و پایان است.

استیو دی شیزر و اینسو کیم برگ: با زبان تغییر سودمندی جلسه را به سمت بازده مطلوب می برند. سپس سراغ منابع مطلوب و در ادامه به سمت بررسی آینده ترجیحی جلسه را پیش می برند.

کریس آیو سن: در گام اول بازده مطلوب که بررسی بالاترین امیدها و تفاوت های آن است را ببرسی نموده و درگام دوم با سوال تفاوت ها به بررسی آینده ترجیحی می پردازد. سپس بازخورد و گاهی آخر جلسه با رائه فعالیت به مراجع بسته می شود.

اوان جورج: اولین گام، بازده مطلوب را بررسی می کند. سپس با گفتگو درباره منابع مراجع پیش می رود. در ادامه آینده ترجیحی را بررسی می کند و با سوال مقیاسی ادامه می دهد و پایان.

هاروی راتنر: جلسه را با بازده مطلوب و یا سوال مقیاسی آغاز می کند. سپس با آینده ترجیحی پیش می رود و آخرین گام از طریق سوال مقیاسی ادامه پیدا می کند و پایان.

الیت کانی: اولین گام را با بررسی بازده مطلوب آغاز کرده، سپس درباره منابع مراجع گفتگو ادامه پیدا می کند. در آخر آینده ترجیحی مورد بررسی قرار می گیرد و پایان جلسه.

گوش کنید، برچسب نزنید، جستجو کنید، بازجویی نکنید، میانهروی کنید، سخنرانی نکنید، همکاری کنید، متقاعد نکنید، شفاف سازی کنید، مواجهه ندهید، همراهی کنید، درمان نکنید، ستایش کنید، محکوم نکنید، کاوش کنید، توصیف نکنید و دیکتاتور نباشید.

جلسه درمان راه حل محوری فارغ از یک جلسه مسئله محور و سنتی می باشد. در واقع مراجع به همراه درمانگر قصه ای راکه دلخواه مراجع است متصور می شود و در راستای تحقق آن با کمک درمانگر قدم برمی دارد.

این قصه با تجربه های زیسته خود فرد ساخته شده است. این مهر تایید برای به دست آوردن حتمی مراجع می باشد. در واقع تخیل مراجعه به تجربه زیسته و امکانات و منابع وی پیوند زده می شود.

  • زمانی زبان درمانگر می تواند تاثیرگذار باشد که نگاه و جهان بینی وی متناسب با زبانش باشد. پس اگر درمانگری رویکردی را برمیگزیند باید در راستای اعتقاد و زبانشناسی او باشد تا بتواند موفق شود.
  • علم در راستای پاسخ به سوالات تولید می شود. در راه حل محوری سوالاتی که درمانگر مطرح می کند، مراجع نسبت به آن دانش خود را تولید می کند و توسط این سوالات هوشمندانه مرحله به مرحله دانش مراجع به عرصه عمل می رسد.
  • اگر می خواهیم زبانی را در چهارچوب رویکرد مورد نظر به کار بگیریم باید تنظیمات ذهنی و جهان بینی خود را منطبق با آن پیش ببریم. در رویکرد راه حل محور، با بازی زبانی متفاوتی که اتفاقاً درمانگر در این بازی متبحر است، جهان مورد نظر مراجع را ایجاد می کند.
جلسه ششم مقایسه سه درمان راه حل محور

جلسه هفتم- راهنمای پرونده نویسی راه حل محور

نظام های درمانی براساس نوع مداخله ای که دارند، با یکدیگر متفاوت اند. برداشت آن ها از انسان، هدف، محتوا و فنون درمانی‌ با یکدیگر تفاوت های قابل توجهی دارد. از طرفی، همه ی نظام های درمانی مبتنی بر  DSM  کار نمی کنند. در واقع آسیب شناسی ابزاری نیست که همه از آن استفاده کنند.

آنچه شاهدیم این است که از نیم قرن گذشته، فرم تقریبا ثابتی در مراکز مشاوره وجود دارد که بدون توجه به ساختار انواع مختلف درمان ها ارائه می شود. مراجعه کنندگان نیز طبق این فرم ارزیابی می شوند. این در حالی است که هر نظام درمانی باید با توجه به اولویت ها، هدف و ساختاری که آن درمان دارد، فرم مخصوص به خود را تنظیم کند.

بنابراین همچنان که در روش درمان های مختلف، تفاوت هایی وجود دارد باید در شیوه ثبت و پرونده نویسی هم متفاوت باشیم. در این وبینار با شیوه ثبت و پرونده نویسی راه حل محور آشنا می شویم.

مراکز از ما می خواهند مصاحبه تشخیصی را اجرا کنیم. از ما ارزیابی‌ای می خواهند که در آن نشانه شناسی و فهم اختلال انجام بشه. 

اگر در مجموعه ای کار می کنید که در آن فرایند مداخله براساس فهم نشانه هاست و DSM اهمیت دارد، مصاحبه تشخیصی را یاد بگیرید. در کنار درمان تخصصی مشخص شده در مرکز می توانید فرم مبتنی بر درمان فشرده راه حل محور را پیوست کنید. 

ما راه حل محورها دنبال چرایی نیستیم. پرسش اولیه ما چه چیزی است. فرمی که در این وبینار معرفی می شود؛ صرفا برای بخشی از مدل های راه حل محور دنیاست و برای سایر نظام های درمانی کاربردی ندارد.

  1. گام اول: در اولین جلسه با وجود همه دغدغه هایی که مراجع دارد، تمرکزمان روی آینده ترجیحی فرد است. در این راستا باید بدانیم او از این جلسه خواستار چه خروجی است. اگر مراجع به صورت سلبی پاسخ داد، با پرسش سوال مهم “به جای” خواسته فرد را به ایجابی برگردانیم. این گام در فرم بالاترین امید نام گذاری شده است.
  2. گام دوم: ثبت تفاوت های ایجاد شده در صورت دستیابی به بالاترین امید فرد است.
  3. گام سوم: بررسی آینده ترجیحی است که از دل تفاوت های فرد بیرون کشیده می شود. در واقع فرد را با جنبه های روشن زندگی اش آشنا می کنیم. برداشتن نقطه نظر علت مراجعه فرد به سمت نتیجه ی دلخواه حضور او از وظایف درمانگران راه حل محور است.
  4. گام چهارم: منابع درونی و بیرونی مراجع را فهرست می کنیم. در این گام به فرد کمک می کنیم که داشته های خود را بهتر ببیند.
  5. گام پنجم: بازخورد واقعی و مثبت فرد از جلسه و تعیین قرار بعدی در صورت تمایل است.
  1. گام اول: مؤلفه های تغییر مراجع از جلسه قبل تا جلسه جدید مورد بررسی قرار می گیرد. با پرسیدن سؤال یک سویه “اوضاع کجاها بهتر شده؟” می توانیم به این مقوله دست یابیم. در واقع با تغییر روند فکر و عمل و احساس مراجع به او کمک می کنیم به نسخه جدیدی از خود آشنا شود.
  2. گام دوم: اسناد تغییر را مورد بررسی قرار می دهیم؛ در اصل سهم مراجع و چگونگی به وجود آمدن تغییر بررسی می شود. درنظر داشته باشید که زبان این درمان، زبان تغییر است وتحولی که مراجع ایجاد می کند بسیار حائز اهمیت است. 
  3. گام سوم: با پرسیدن سؤال مقیاسی دریابیم که در حال حاضر کجای راه است و تمایل دارد تا کجا ادامه دهد تا به آسایش خاطر دست یابد.
  4. گام چهارم: بازخورد واقعی و مثبت نسبت به فرد در جلسه ودر صورت تمایل تعیین وقت بعدی است.
جلسه هفتم وبینار ماهیانه راه حل محور

جلسه هشتم - مقایسه درمان راه حل محور با درمان های تک جلسه ای

نظام های درمانی براساس نوع مداخله ای که دارند، با یکدیگر متفاوت اند. برداشت آن ها از انسان، هدف، محتوا و فنون درمانی‌ با یکدیگر تفاوت های قابل توجهی دارد. از طرفی، همه ی نظام های درمانی مبتنی بر  DSM  کار نمی کنند. در واقع آسیب شناسی ابزاری نیست که همه از آن استفاده کنند.

  1. گام اول: مؤلفه های تغییر مراجع از جلسه قبل تا جلسه جدید مورد بررسی قرار می گیرد. با پرسیدن سؤال یک سویه “اوضاع کجاها بهتر شده؟” می توانیم به این مقوله دست یابیم. در واقع با تغییر روند فکر و عمل و احساس مراجع به او کمک می کنیم به نسخه جدیدی از خود آشنا شود.
  2. گام دوم: اسناد تغییر را مورد بررسی قرار می دهیم؛ در اصل سهم مراجع و چگونگی به وجود آمدن تغییر بررسی می شود. درنظر داشته باشید که زبان این درمان، زبان تغییر است وتحولی که مراجع ایجاد می کند بسیار حائز اهمیت است. 
  3. گام سوم: با پرسیدن سؤال مقیاسی دریابیم که در حال حاضر کجای راه است و تمایل دارد تا کجا ادامه دهد تا به آسایش خاطر دست یابد.
  4. گام چهارم: بازخورد واقعی و مثبت نسبت به فرد در جلسه ودر صورت تمایل تعیین وقت بعدی است.
جلسه هشتم وبینار ماهیانه راه حل محور

امتیاز و دیدگاه کاربران

نظرات شما برای ما ارزشمند است ...

دیدگاهتان را بنویسید