قواعد و اصول درمان راه حل محور چیست؟(بخش 1)
اصول درمان راه حل محور
در اینجا از اصول ارائه شده توسط استیو دی شیزر و همکارانش برای اشاره به تفاوتهای بین درمان راه حل محور و سایر رویکردهای مشکل محور و همچنین، نشان دادن چگونگی دنبال شدن این اصول در مراحل درمانی استفاده خواهم کرد. درمان راه حل محور اساس نظری ندارد اما به جای آن بر اساس و پایهی عمل قرار گرفته است. در واقع میتوان گفت راه حل محور، دارای اصولی است که همین اصول نیز، کلید درمان میباشند.
اگر چیزی معیوب نیست، آن را تعمیر نکن
این اصل، بسیار حائز اهمیت بوده و شاید بتوان گفت که تنها اصل مهم مربوط به این رویکرد است. اگر بیمار چیزی را به عنوان یک مشکل یا مسئله گزارش نمیدهد، میتوان گفت که قبلا آنها را درمان کرده و یا در حال درمان آنها، با ایجاد هر نوع از مداخلات درمانی غیر مرتبط دیگری میباشد.
«استفانی» و «ست»، زوجی بودند که در اواخر 20 سالگی خود، جهت تلاش برای بازسازی و بهبود رابطهی خود که به تازگی به قدری پیچیده شده بود، به مطب من مراجعه کردند. آن خانم تصمیم داشت آپارتمانشان را ترک کند. این زوج تمایل و علاقهی زیادی به ایجاد ارتباط مجدد از خود نشان میدادند و ما دربارهی نوع رابطهای که آنها تمایل داشتند، شروع به بحث کردیم.
بعد از طی سه جلسه که در بیش از شش هفته صورت گرفت، بیان کردند که فرآیندهای قابل توجهی را در روابط خود تجربه کرده و اکنون دوباره با یکدیگر شروع به رویا پردازی دربارهی آینده کردهاند. فعالیتهای انجام گرفتهی این زوج شامل بحث و مجادلات مقطعی، زندگی مشترک در یک خانه، افزایش صمیمیت و افزایش اعتماد بود.
هرچند، هیچ کدام از اینها، دلیل اینکه چرا من این داستان را در کتاب خود آوردهام، نیست. موضوع جالبی قبل از مرحلهی چهارم و در طی آن رخ داد. قبل از این مرحله درمانی، از طرف استفانی، تماس تلفنی داشتم. او برای من توضیح داد که این مرحله به دلیل موضوعی که برای پذیرش آن آماده است، مرحلهی «خاصی» خواهد بود. این جملات، همراه با اشک و گریه ادا میشد و من بدترین حالت ممکن را تصور کردم. هنگامی که این زوج به مطب من رسیدند، استفانی در حال گریه بود و ست به طور غیرعادی ساکت بود. وقتی جلسه شروع شد، شروع به توضیح «موضوع خاص» کردند. استفانی بیان کرد که او مشکل جدی در نوشیدن الکل داشته و تقریبا روزانه یک بطری وودکا، مصرف میکند. همانطور که او دربارهی میزان و مقدار مصرف الکل خود توضیح میداد، ست ساکت نشسته بود و گاهی سرش را به نشانهی تایید، تکان میداد. استفانی در ادامهی حرفهایش گفت که خانوادهاش سعی کردند او را به دورههای ترک و پاکسازی بفرستند، اما او این را نپذیرفته و بیان کرد که هنوز ارادهی لازم برای انجام این کار را ندارد. درنهایت او بیان کرد جریان مشاوره در مورد کارهایی که در جهت بهبود روابط آنها انجام شد را مفید یافته بوده و از این رو امیدوار شده است که بررسی مشکل مصرف الکل نیز از همین راه، میتواند پیامدهای مثبتی دربرداشته باشد. سپس ست بیان کرد که قبل از جلسهی اول، استفانی از او قول گرفت که به هیچ وجه در مورد مشکل الکل مصرف کردن او، صحبت نشود. و تا قبل از آن لحظه، به هیچ وجه راضی به آمدن نبود.
قبل از شروع بحث، در حین این جلسات، استفانی اظهار داشت که فهمیدن این موضوع به چه اندازه در درمان، میتواند مفید باشد و دارای اهمیت است و به همین دلیل بود که او در ابتدا فقط بر روی رابطه ای که او، آن را «آزمایش» نامید متمرکز بود. همانطور که این ،جلسات ادامه یافتند، ما دربارهی تمایل او برای کاهش میزان نوشیدن الکل و داشتن یک زندگی شادتر، بحث و گفتگو کردیم ولی استفانی هنوز وارد شدن به مباحث درمانی را رد میکرد و با ایجاد برخی تغییرات دیگر موافقت میکرد. برخی از این تغییرات، شامل اجازه دادن به ست، برای نگه داشتن کارت بانکی او بود، هنگامی که استفانی سر کار است به منظور داشتن حداقل نوشیدنی در خانه از آن استفاده کند که این موضوع توسط ست اداره و سازماندهی شده بود. سپس این زوج با برنامه ریزی برای داشتن جلسهی دیگری موافقت کردند.
من تماس تلفنی دیگری، قبل از جلسه بعدی داشتم، اما این بار ست بود که با من تماس گرفته بود. او گفت که آنها نمیتوانند در قرار ملاقات مشاوره حاضر شوند، زیرا استفانی با رفتن به یک مرکز درمانی موافقت کرده است. او بیان کرد که روز قبل استفانی هنگامی که ست سر کار بوده بدون مقدمه و به طور غیر منتظره با او تماس گرفته و اظهار داشته که آماده است. ست، دقیقا میدانسته که منظور او چه بوده، بنابراین به سرعت خود را به خانه رسانده و هر دو باهم، مکان امن و مطمئنی را برای استفانی، جهت ترک الکل و سپس محل بعدی جهت درمان یافتند. ست در حال گریه بود و میگفت باور نمیکند که بالاخره او تحت درمان قرار میگیرد. آنها تقریبا بیش از 5 سال بود که با هم بودند و مسئلهی مصرف الکل برای او، موضوع جدی _در تمامی زمانها_ بوده است.
بعد از چندین ماه، بدون هیچ ارتباطی، به درخواست این زوج با آنها دیدار کردم. استفانی، شبیه آدم جدیدی شده بود و در حقیقت، ست هم همچنین. آنها از نظر جسمی کاملا تغییر کرده بودند. لبخند میزدند، میخندیدند و انرژی و محبت خاصی داشتند. جلسه را با سوال معمول آغاز کردم: “پس از جلسه قبلی چه چیزی تغییر کرده است؟”. آنها پاسخ دادند که استفانی بیش از 90 روز است که پاک است. ست نیز نوشیدن الکل را برای حمایت از استفانی کنار گذاشته است. روابط خانوادگی آنها دوباره جان گرفته و نهایتا این زوج نسبت به هر زمان دیگری شادتر هستند.
بعد از پایان جلسه و هنگامی که در مورد این زوج قابل توجه میاندیشیدم، به خاطر آوردم که در جلسهی اولی که آنها آمده بودند، میخواستند مرا امتحان کنند. میتوانم بگویم در طی جلسهی دوم بوی الکل را از نفس استفانی استشمام کردم اما تصمیم گرفتم به این موضوع اشارهای نکنم، زیرا او مست نبود و هیچ خطری وجود نداشت. تصمیم گرفتم تا زمانی که خود آنها خواستار گفتگو در این مورد باشند به برطرف کردن مشکل مصرف الکل نپردازم، زیرا این زوج چیزی در مورد این مشکل به من نمی گفتند. این زوج اذعان داشتند که «رابطهی» آنها چیزی است که آنها می خواهند روی آن کار شود و به همین دلیل در بحث و گفتگوهای خود، بر این موضوع متمرکز بودیم. کاملا باور داشتم که اگر به موضوع مصرف الکل هنگامی که بار اول متوجه آن شدم اشاره میکردم، در آزمون و تست استفانی شکست خورده و او برای بقیهی درمان باز نمیگشت. این مطلب کاملا واضح است، اما همین چند سال قبل، طور دیگری عمل میکردم. فکر میکردم در برنامهی درمانی خود، باید تمامی عواملی را که در به وجود آمدن مشکل، شرکت دارند شناسایی کنم، حتی اگر بیمار یا فرد تمایلی به بهبود بخشی آنها، نداشته باشد. امروزه به عنوان یک درمانگر راه حل محور، به بیماران خود اجازه میدهم که مشکل را شناسایی کرده و تشخیص دهند.
ادامه دارد…
درباره دکتر میرسعید جعفری
میرسعید جعفری هستم. از نوجوانی عاشق رشته مشاوره بودم و تا کنکور کارشناسی همه دغدغه من قبولی در یکی از دانشگاههای خوب تهران بود. تا این که به لطف خدای مهربان در دانشگاه شهید بهشتی قبول شدم و این شروعی شد برای مسیر پرفراز و نشیب یادگیری، آموزش و درمانگری. امروز بعد از 17 سال تجربه حرفهای، افتخار می کنم که به عنوان مدرس کشوری و نماینده رسمی دکتر بن فورمن از موسسه درمانهای کوتاه هلسینکی، فعالیتهای مشاورهای رو انجام میدم. خوشحالم که به عنوان مدیر مرکز درمان فشرده راه حل محور در خدمت شما مردم عزیز و نازنین کشورم هستم.
نوشتههای بیشتر از دکتر میرسعید جعفری
دیدگاهتان را بنویسید
برای نوشتن دیدگاه باید وارد بشوید.