قواعد و اصول درمان راه حل محور چیست؟(بخش 2)
اگر چیزی به خوبی عمل کرد، بیشتر از آن استفاده کن
در عملکرد دیدگاه راه حل محور، این باور وجود دارد که همهی افراد برای حل مشکل به وجود آمده مشاوره میگیرند (و یا میخواهند از بدتر و جدیتر شدن مشکل جلوگیری کنند). طبق نظر دی شیزر و همکاران، این اصل بدون میانجیگری، این رویکرد را تقویت میکند. اگر بیمار قبلا کاری را انجام داده است که موثر واقع شده، وظیفهی درمانگر این است که در این مسیر اختلال ایجاد نکرده و بیمار را تشویق کند تا بیشتر آن رفتار را انجام دهد. وظیفه این است که در مورد پیگیری برای جایگزینی این رفتارها، سرسخت و جدی بوده و کاملا محترمانه بیمار را دعوت کنیم تا بیشتر به این کارها بپردازد.
هنگام ایجاد کارگروهی برای والدین، کارکرد این اصل را مشاهده کردم. یکی از افراد حاضر در جلسه، توضیح داد که او زمان زیادی را برای وادار کردن فرزندش به منظور احترام گذاشتن به او و قوانینش گذرانده است. او سه فرزند نوجوان داشت و محدودیت های خشونت آمیز او، در مورد معضل آنها به خوبی عمل نکرده و در عوض با رفتارهای پرخطر، مانند مصرف مواد مخدر و فعالیتهای جنسی پاسخ داده شده بود. بعدها فهمیدم که مادر، معلم مدرسه بود. البته وظیفهی معلمی خاصی برعهدهی او بود. او مسئول مداخلات رفتاری کلاسها، برای مدرسهی خود بود و این شغل را بسیار دوست داشت. عجب! این بدین معناست که او روزش را با کار کردن و البته لذت بردن از پیچیدهترین دانش آموزان مدرسه میگذراند.
هنگامی که از او پرسیدم: «دانش آموزان چگونه در کلاس رفتار میکنند؟» پاسخ داد که آنها با او به خوبی رفتار میکنند؛ طوری که سایر معلمان اغلب از او میپرسند، چگونه توانسته واکنشهای این کودکان را کنترل کند در حالی که خود آنها نیز چنین مشکلاتی داشتهاند. سپس او به گروه توضیح داد که چه کاری در کلاس خود انجام میدهد. جدولی بر روی دیوار نصب کرده بود و هر کدام از دانش آموزان وظایف و انتظارات روزانه خود را میدانستند، بنابراین شاد و خرسند بود، زیرا دانشآموزان لیاقت یک معلم شاد و راضی را دارند و او هیچ گاه تاکنون، صدایش را برای هیچ دانش آموزی بلند نکرده بود. همانطور که صحبت میکرد، سایر والدین شروع به یادداشت برداری کردند و یکی از آنها گفت: “آیا این همان روشی است که شما در خانه نیز انجام میدهید؟” همان مادر در حالیکه ساکت بود سرش را تکان داد. سپس بازگو کرد که رفتاری را که در کلاس انجام میدهد، در خانه نیز انجام خواهد داد.
چند هفته بعد از آن، این مادر کار متفاوتی را که با فرزندان خود انجام داده و موجب نتایج متفاوتی شده بود را در گروه ارائه کرد. نتایج فوق العادهای بودند. بعد از جلسهی نهایی، او از اعضای گروه بسیار متشکر بود که به واسطهی انجام رفتار در کلاس و مشابهت آن با رفتار در منزل، مورد تشویق قرار گرفته است.
این مادر نیاز نداشت بداند که چگونه یک والد خوب باشد و لازم نبود چیز جدیدی در مورد نقش والدین یاد بگیرد. او فقط نیاز داشت تشویق شده و به او یاد آوری شود که از قبل میداند چگونه رفتارهای نوجوانان را مدیریت کند. هنگامی که این کار را انجام داد، فرزندان به سرعت و به طور مطلوبی، _همانطور که کودکان در مدرسه واکنش نشان میدادند_ شروع به واکنش به این کار کردند. او از قبل راه حل را میدانست، فقط نیاز داشت بیشتر آن عمل را انجام دهد.
اگر چیزی به خوبی عمل نکرد، روش متفاوتی را به کار بگیر
یک گرایش انسانی، به تکرار راه حلی که در گذشته جواب نداده است، وجود دارد. این موضوع برای درمانگران و همچنین بیماران نیز، صحت دارد. به عنوان درمانگر نیز، تکرار راه حلهای گذشته را اغلب با این افکار توجیه میکنیم!
شاید بیمار برای ایجاد تغییرات آماده نیست، اما به هرحال، این چیزی است که باید اتفاق بیفتد. این اصل، بر این حقیقت تاکید دارد که یک راه حل، راه حل نیست مگر اینکه کار ساز باشد؛ اگر چیزی به خوبی کارساز نباشد، نمیتوان به آن راه حل گفت. بسیاری از رویکردها، بر این باورند که اگر چیزی در درمان کارساز نبود، اشکال از بیمار است، اما در درمان راه حل محور، اگر هدفی که در طول جلسات به کار گرفته شده، برای بیمار مفید و موثر نباشد، باید راه حل دیگری اتخاذ شود. اکنون، تجربهای را که در طول کار، در آژانس خدمات اجتماعی کسب کردهام را برای نشان دادن تفاوتها، بازگو خواهم کرد.
چند سال قبل؛ یکی از وظایف من، حضور در جلسات نظارت و سرپرستی، به همراه تیم درمانی آژانس بود. این جلسات، هدف بسیار والایی داشت؛ حمایت از کارکنان و بیماران بسیار سخت و پیچیدهی همراه آنها. هرچند بسیاری از اعضای تیم درمانی، بیشتر از سایر نیازها و ملزومات، دلواپس و نگران این جلسات، به خاطر ارتباط با شغل آنها بودند و من نیز همین احساس را داشتم. هر یک از درمانگران، بایستی دربارهی مشکلترین و پیچیدهترین مورد خود، با ارائهی این مطلب که آنها چگونه با بیمار خود رفتار کردند، بحث و گفتگو میکردند. این مکالمات، بر مداخلات مورد استفاده به وسیلهی درمانگر، تمرکز داشت. اگر آنها کارساز نبودند _که اغلب همین گونه بود_ بیمار برچسب مقاومت یا آماده نبودن برای تغییر، میخورد. سپس؛ ناظر جلسه، پیشنهاداتی راجع به آماده کردن مراجعین جهت درمان، مطرح میکرد. در زیر برخی از پیشنهادات مطرح شده در جلسه را برای شما بیان میکنیم:
– افزایش مشارکت در انجام فعالیتی برای بیمار وخانواده
– بازنگری مجموعه دادههای ارزیابی شدهی اولیه، برای مرور مشکلات بیمار
– ایجاد روشهای جدید برای ارائهی همان نوع درمان، به شیوهای که بیمار بتواند آن را بپذیرد.
متوجه شدم که هر هفته، درمانگران دربارهی بیماران مشابهی که پیشرفت بیشتر نداشتند، صحبت میکنند و همان راه حلها با پیشرفت کمی پیشنهاد داده می شوند. اغلب، تعجب میکردم که چرا مداخله و درمان کنار گذاشته نمیشود، یا چرا هیچ گاه از بیماران در مورد چیزی که میتواند موثر و مفید باشد، پرسیده نمیشود. شاید این جلسات و گفتگوها به موضوعاتی ختم میشدند که کارکنان نسبت به آن احساس نگرانی نمیکردند.
همچنین، این اصل برای بیماران نیز صدق میکند. افراد، اغلب منطقی ترین راه حل را برای حل مشکل خود امتحان میکنند، اما ممکن است این راه، موثرترین راه نباشد. مثلا؛ مادری که با او کار میکردم، بیان کرد که برای ایجاد رفتارهای مطلوب در فرزندانش، همهی راهها را امتحان کرده است. او در این مسیر بسیار استوار و ثابت قدم بوده و آن را در میان زندگیشان جای داده و بیان کرد که اگر آنها بدرفتاری را ادامه میدادند، سخت گیرتر و جدیتر از قبل میشد. این الگو، سالها ادامه یافت. در ادامهی جلسات، این مادر توانست درک کند، روشهایی که به نظر منطقی میآید، تاثیر خوبی نداشته و باید اجازه دهد که راهبردهای موثرتری صورت بگیرند.
ادامه دارد…
درباره دکتر میرسعید جعفری
میرسعید جعفری هستم. از نوجوانی عاشق رشته مشاوره بودم و تا کنکور کارشناسی همه دغدغه من قبولی در یکی از دانشگاههای خوب تهران بود. تا این که به لطف خدای مهربان در دانشگاه شهید بهشتی قبول شدم و این شروعی شد برای مسیر پرفراز و نشیب یادگیری، آموزش و درمانگری. امروز بعد از 17 سال تجربه حرفهای، افتخار می کنم که به عنوان مدرس کشوری و نماینده رسمی دکتر بن فورمن از موسسه درمانهای کوتاه هلسینکی، فعالیتهای مشاورهای رو انجام میدم. خوشحالم که به عنوان مدیر مرکز درمان فشرده راه حل محور در خدمت شما مردم عزیز و نازنین کشورم هستم.
نوشتههای بیشتر از دکتر میرسعید جعفری
دیدگاهتان را بنویسید
برای نوشتن دیدگاه باید وارد بشوید.